خـودکـشـی (بخش سـوم:اهمیت خودکشی)
بخش سـوم : اهمیت خودکشی(در نظر نگـارنده!)
فرشاد اسماعیلیان
خودکشی می تواند در نظر برخی امری بسیـار طبیعی به نظر
بیاید و حتی بی اهمیت جلوه کنـد، اما چنین افـرادی نمی توانند با این مسئله به
راحتی روبرو شونـد.در این میان مطمئناً دلایلی وجود دارنـد که توجـه نگـارنده را
به امری نظیر خودکشی جلب کرده است و موجب نوشتن این مطلب گشته.اگر بخواهم این
دلایل را بیـان کنم، می توانم به دو موضوع بسیـار مهم بپردازم:
-آزادی عمـل و اختیـار:هرچنـد که این دو واژه از لحاظ مفهوم
و برداشتی که از آنها می شود، متفاوتند اما هر دو نمایشگر یک چیـز در دو محدوده ی
مختلفند.آزادی عمل بیشتر بدلیل برداشتی که از واژه ی دوم این مجموعه، یعنی «عمل»
در میـان عموم وجود دارد، مفهومی بیشتر در حیطه ی اعمـال و رفتـار اجتماعی را مد
نظر قرار می دهد.اما اختیـار مفهومی کلی تر بوده و نشان دهنده ی داشتن امکـان
انجـام هر عملی است، حتی اعمـالی که در حیطه ی قدرت علم نیـز نمی گنجند.به این
معنـا که اختیـار جنبه هایی متافیزیکی نیز با خـود دارد و شاید باور به وجود چنین
جنبه هایی است که نبـرد دو مفهوم «جبر و اختیار» را مطرح کرده؛ نبردی که همچنـان
نه تنهـا در بیـان علمی، بلکه در بیـانی دینـی نیز ادامه دارد.همین مسئله، یعنی
نبردی که سالیان سال است میـان این دو واژه (جبـر و اختیـار) در گرفته و همچنان
ادامه دارد، نشـان از اهمیتی است که این مسئله دارد.
حـال ناگهـان مفهومی با نام خودکشی به میـان می آید و به
انسـان نشـان می دهـد که همچنـان توان مقـابله با اجبـار های متفاوت را دارد، و به
او نشـان می دهـد که خودکشی و یا حتی تصور خودکشی می تواند به وی قدرت و اختیـار
بخشد؛ چرا که هر طور که بنگریم توانایی و قدرت پایان دادن به زندگی خـود آن هم
بصورت اختیـاری توانی خُرد و پست نیست، هر چنـد که مطمئناً در این نظر بسیـاری
مخـالف با نگارنده اند!!!
-رهـایی:نکته ی دیگـری که با این واژه تعریف و به راحتی
فهمیده می شود، مفهومی دیگر از آزادی را به میـان می آورد.حتی جـانداران که انسان
آنان را دارای شعور و درکی پایینتر از خود می داند، با این مفهوم آشنا هستند.کدام جـانداری
که بصورت طبیعی و در محیطی طبیعی رشـد یـافته براحتی با مسئله ی حبس شدن در حتی یک
قفس که برای وی تمامی خدمات ابتدایی را همراه دارد، کنـار می آید؟
بنابرین همین نکتـه نیـز اهمیت رهـایی و آزادی را مشخص می
کنـد و در این میـان واژه ی خودکشی این امکـان را در حـد اعلای خـود برای انسان به
ارمغـان می آورد.هرچند که این مفهوم در دین گنـاه محسوب می شـود؛ اما همین تصور
رهـایی از تمامی رنج ها و سختی هایی که برای انسان وجـود دارد هم در دیـن مطرح
شده، و بطور کلی چـه دلیلِ انسانی عظیم تری را می توان به وجـود مفـاهیمی
نظیر «بهشت» در دین نسبت داد؟حـال واژه ی
خـودکشی همین مفهوم را در دنیـا و البته برای ماتریالیستها، پوچ گرایان، نیست
انگاران و حتی تعدادی معدود از ایده آلیست ها بوجود می آورد.
بنابرین دو واژه ی ساده و در عین حـال بسیار مهم، خودکشی را
ارزش می بخشند و با انسان همراه می شوند تا نه تنها در برابر اجبـارهای اجتماعی
بلکه در مقـابل اجبارهای علوم نیز بایستند و مقاومت کنند.دو واژه ای که از جمله
واژگان معنابخش و اوج دهنـده به مفهوم انسان و انسانیت هستند.
حـال باید دید که آیا برای انسان مفهوم انسانیت بیشتر مطرح
است و یا قدرت عـلم؟آیـا انسان می تواند عظمت باور اختیـار و رهـایی را با عظمت
علوم عوض کنـد؟
در این میـان شـاید واژه ی «خودکشی»، با مفهومی که
همراه دارد به کمـک انسان بیـاید... .
در نهایت با این تحلیل از خودکشی شـاید بتوان منـاسبتر در
باره ی آن و انسان هایی که دست به عمل به آن می زنند، قضـاوت نمود.نگـارنده در
پایـان این مقـاله خوانندگـان را به تفکر و تأملی دوبـاره درباره ی این واژه دعوت
می کنـد و پاسخ به این سوال را به آنها وا میگذارد و البته همچنان قضاوتی نمی کنـد...!!!
«آیـا دست زدن به عملی بنام خودکشی، درست است یـا
خیـر؟»